تبلیغات
وبلاگ باغ تنگه «باقرتنگه» baghertange/baghtanghe veblog - تیوال : نقدی بر نمایش «اعتراف در آدمستان و همدستان قتل اریکس» در دانشگاه مازندران
نقدی بر نمایش «اعتراف در آدمستان و همدستان قتل اریکس» در دانشگاه مازندران
حمیدرضا گل محمدی کارشناس نمایش:
نمایش «اعتراف در آدمستان و همدستان قتل اریکس» از سوی معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه مازندران و با همکاری معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد مازندران به نویسندگی و کارگردانی محسن سپاسی از هنرمندان محمود آبادی و دانشجوی رشته صنایع دستی دانشگاه مازندران از سی‌ام آبان ماه لغایت چهارم آبان در سالن آمفی‌تئاتر دانشکده هنر و معماری دانشگاه مازندران بروی صحنه رفت.
این نمایش که با اقبال خوب مخاطبان دانشجویی برخوردار بود  یک تراژدی است که به جامعه انسانی بر می‌گردد و شخصیتی بنام اریکس را در بردارد که با اشخاصی که از نظر فکری پلید و درستکار نیستند به جدال پرداخته و آن‌ها را به هلاکت می‌رساند، در عاقبت کار به این نتیجه می‌رسد که خود نیز همانند دیگر اشخاصی که آنها را به هلاکت رسانده، تفکر درستی ندارد و از دیگران بدتر است، لذا تصمیم می‌گیرد که خودر را به هلاکت برساند تا اینکه از این طریق بتواند جامعه و بشریت را نجات دهد.
البته اگر اشاره‌ای به اریکس در اساطیر قدیمه یونان داشته باشیم آمده است که اریکس  نام پسر زهره ربةالنوع عشق است و به سبب نیروی بسیار او هیچ پهلوانی در کشتی با وی تاب مقاومت نداشت به جز قهرمان مشهور یونان «هرکول» که وی را مغلوب و مقتول ساخت و او را در پرستشگاه زهره دفن کردند و این معبد در جزیره صقلیه در کوه در هرکول که امروز آنرا مونته سان جولیانو نامند، واقع شده است. اریکس نیز  نام  شهر صقلیه «سیسیل» قدیم هم است که به دلیل اعمال قدرت مافیا، رشوه خواری و کاغذ بازی، به توسعه و موفقیت نسبی دست نیافته است.
این نمایش از لایه‌های بسیاری برخوردار است و همانند هدیه‌ای می‌مانند که در بسته‌های تو در تویی پیچیده شده است که با باز کردن هر بسته به بسته‌ی دیگری برخورد می‌کند تا اینکه به بسته نهایی که هدف غایی هست دست پیدا کرد، این تراژدی انسانی در برخی جاها از رگه‌های طنز، در برخی اوقات به مسائل اخلاقی و بی بند و باری، غلط عمل کردن به برخی از اصول و قواعد اجتماعی ودینی، نهلیسم و پوچی گرایی و گاهی به سوی درس‌های اخلاقی سوق پیدا می‌کرد که که مبین پراکنده گویی ذهنیت نویسنده می‌باشد.
پس از حضور مخاطبان در سالن و روایت قصه‌ای اخلاقی در تاریکی سالن، تابلوی زیبایی در زیر نور به لک لایت مشاهده می‌شد که پس از اتمام  روایت قصه،  هم آوایی بازیگران  به گوش می‌رسد و قبل از ورود اریکس به صحنه، سرو صداهای برخورد ظروف بر زمین و شکستن آن‌ها مخاطب را از فضای آرام اولیه خارج می‌کند و با این طرفند مخاطب آماده دیدن نمایش می‌شود.
طراحی صحنه در این نمایش، صحنه را با یک اختلاف سطح به دو بخش تقسیم کرده است که در بخش سمت چپ مخاطب اریکس به بازی می‌پردازد که در سطح پایین قرار دارد و دو شخصیت نمایش به نام‌های لفت و رایت که در حقیقت دستان اریکس هستند و به شیوه نوری بلاک لایت،  لفت به رنگ صورتی فسفری و رایت به رنگ سبز فسفری به بازی پرداخته و با صدای صداپیشگان به گفت و گو با یکدیگر می‌پردازند و در رابطه با چگونگی به قتل رساندن اریکس با هم به بحث می‌پردازند.
در بخشی که  بازی که در اختلاف سطح پایین صورت می‌پذیرفت، بازیگری که دو شخصیت لفت و رایت را بازیگردانی می‌کرد با هشتاد درصد موفقیت توانسته بود عکس‌العمل خوبی از خود نشان دهد و خود را با صدا پیشگان تطبیق دهد.
هرزمان که بازی و گفت و گوی  لفت و رایت در اختلاف سطح سمت چپ صحنه از دیدگاه تماشاچی تمام می‌شد، نور به آرامی خاموش و بازی با روشن شدن نور تخت به سمت راست صحنه در اختلاف سطح بالاتر انتقال پیدا می‌کرد، در اینجا صحنه کاملاً واقعی بود و شخصیتی بنام آدمستان که با دست و پایی بسته به طناب آویخته و صورتش به طرف زمین بود، به  تک گویی می‌پرداخت که با وجود محصور بودنش در طناب و مشکل در ارائه حرکات بدنی توانست حرکات خوبی را از خود در هنگام تک گویی ارائه دهد و با صدای رسای خود و تغییر لحن خود در تک گویی فضای یک طرفه را که در در سمت چپ صحنه که تا حدودی نمایش را از نمایش صحنه‌ای به سوی نمایش رادیویی کشانده بود بشکند و فضایی تازه در ارائه نمایش رخ نمایی کند، در این صحنه عکس کشته‌هایی که اریکس به هلاکت آن‌ها اقدام کرده بود قرار داشت و دو جنازه بر زمین افتاده بود که پس از هر قتل بر روی عکس آن‌ها ضربدری می‌کشید. اریکس  در این اختلاف سطح  با  چهره واقعی خود وارد می‌شد.
نمایش دو داستان موازی را در بر دارد که در ارتباط با هم است که در طول نمایش با تعویض نور از به لک لایت اختلاف سطح پایین، به نور تخت اختلاف سطح بالا انتقال پیدا کرده و به ماجرای نمایش می‌پردازد.
موسیقی کلاسیک و اجرای زنده قرنی، پیانو و سنتی سایزر با نمایش هم گام بود و تأثیر بسیاری در روند نمایش از لحاظ ایجاد اضطراب و دلهره داشت، اما در برخی از مواقع بازیگردان لفت و رایت و صداپیشگان با موسیقی همراه نبودند و موسیقی نیز خسته کننده می‌شد.
کارگردان در اجرای این نمایش ساختار شکنی کرده و از یک سبک خاصی پیروی نکرده و با تلفیق چند سبک در طراحی صحنه، لباس، بازی و نور  به اجراء پرداخت.
 در این نمایش «مجتبی قلی زاده»، «شکیبا مرصلانی»، «محسن سپاسی»، «امیر کرمانی» و « میلاد عبدی» به ایفای نقش پرداختند و «پیمان نبی زاده» به عنوان دستیار کارگردان، «مژگان خلیلی» به عنوان منشی صحنه، «هستی دورافکن» به عنوان چهره پرداز، «پیمان نبی زاده» به عنوان طراح صحنه، «رضا احمدی» به عنوان موسیقی، «سپیده گل محمدی» به عنوان عکاس «علیرضا تهرانی» به عنوان تدارکات، «علی دیدگاه» به عنوان امور مالی، «جواد اسماعیلی» به عنوان آوازه گر در این نمایش همکاری داشتند.
بازدید: ۳,۴۴۵ بار
۰۷ آذر ۱۳۹۴

برچسب ها: تیوال : نقدی بر نمایش، «اعتراف در آدمستان و همدستان قتل اریکس»، دانشگاه مازندران،
دنبالک ها: صاحب خبر، سیاوشان، سیمرغ، نسخه هنر،

تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1394 | 11:21 ق.ظ | نویسنده : حمیدرضا گل محمدی تواندشتی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.