تبلیغات
وبلاگ باغ تنگه «باقرتنگه» baghertange/baghtanghe veblog - گرگ درون از فریدون مشیزی
گفت دانایى که گرگى خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر

... لاجرم جارى است پیکارى سترگ
روز و شب مابین این انسان و گرگ

زور بازو چاره این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست

اى بسا انسان رنجور و پریش
سخت پیچیده گلوى گرگ خویش

اى بسا زور آفرین مردِ دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر

هرکه گرگش را دراندازد به خاک
رفته رفته مى‌شود انسان پاک

وانکه از گرگش خورد  هردم شکست
گرچه انسان می نماید گرگ است

وانکه با گرگش مدارا مى‌کند
خلق و خوى گرگ پیدا مى‌کند

هرکه از گرگش خورد دائم شکست
گرچه انسان مى‌نماید، گرگ هست

در جوانى جان گرگت را بگیر
واى اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیرى گرکه باشى همچو شیر
ناتوانى در مصاف گرگ پیر

  مردمان گر یکدگر را مى‌درند
گرگهاشان رهنما و رهبرند

اینکه انسان هست این سان دردمند
گرگها فرمان روایى مى‌کنند

این ستمکاران که با هم همرهند
گرگهاشان آشنایان همند

گرگها همراه و انسانها غریب
با که باید گفت این حال عجیب

فریدون مشیری





طبقه بندی: مطالب Contents،
برچسب ها: گرگ درون از فریدون مشیزی،

تاریخ : جمعه 4 اردیبهشت 1394 | 10:35 ب.ظ | نویسنده : حمیدرضا گل محمدی تواندشتی | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.