تبلیغات
وبلاگ باغ تنگه «باقرتنگه» baghertange/baghtanghe veblog - باغ تنگه/ آداب روسوم در مازندران(2)

نوروز خوانی

نوروز خوانان معمولاً" پانزده روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه‌های محلی، طلیعه سال نو را به آنان مژده می‌دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می‌خواند، یک نفر ساز می‌زند، نفر دیگر که به آن کوله کش (بارکش) می گویند به در خانه‌های مردم می‌رود و می‌خواند: بادبهارون بیمو / نوروز سلطون بیمو/ مژده دهید به دوستان / گل به گلستون اومد / بهار آمد بهار آمد خوش آمد/ علی باذولفقار آمد، خوش آمد/ نوروزتان نوروز دیگر / شما را سال نو باشد مبارک صاحب خانه نیز با دادن پول، شیرینی، گردو، تخم مرغ و نخود، و کشمش از آنان پذیرایی می‌کند.

چله شو یلدا

شب اول زمستان را گت چله می‌نامند. در این شب بنا به سنت دیرین همه افراد خانواده دور هم جمع می‌شوند و با خوردن هندوانه، انار و سایر میوه‌ها، ماست و آجیل، سرمای فصل زمستان را از خود دور می‌کنند. اعتقاد براین است که با خوردن ماست یا هنداونه در شب یلدا، هرگز در زمستان سردشان نخواهد شد. در این شب دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود، از هفت خانه چیزی می‌گیرند، اگر کسی آنها را ندید و نشناخت، حتماً به آنچه نیت کرده‌اند، خواهند رسید.

لوچو

نورزماه

آخرین ماه از سال باستانی تبری است. نورز ماه به معنی ماه نوروز نیست بلکه ماهی است که نوروز باستانی و سرسال نو در پی آن خواهد آمد. نورز ماه را مردم دیلمان اسفندار مذماه می‌نامند. آنان ماه فروردین (فردینه ماه) را نوروز ماه می‌نامند. روز بیست و ششم نوروز را مردم مازندران، عیدماه بیس شش (۲۸ تیرماه شمسی) می‌نامند. بسیاری از مردم مازندران این روز را روز پیروزی فریدون بر ضحاک می دانند یا روزی که فریدون شانزده ساله برای شسکت ضحاک، به طرف مقر حکومت او (واقع در کوهی روبروی امامزاده هاشم کنونی که در جاده هراز است) حرکت کرد. مردم مازندران از دیرباز و به یاد جوانان و کشته شدگان دوران حکومت ضحاک بر سردر خانه‌ها و در گوشه و کنار حیاط خانه و برستون‌های ایوانشان مشعل (سوچو) ۵ روشن می‌کردند و با رفتن بر سر مزار عزیزانشان و با روشن کردن شمع یاد و خاطره آنان را زنده می‌کردند.

سقانفار

سقانفار سقانپار یا سقاتالار آلونک‌ها یا اتاقک‌هایی هستند که در استان مازندران در شمال ایران برای استفاده‌های گوناگون ساخته می‌شوند. سقانفارها که بیشتر در کنار حسینیه‌ها، مساجد یا محوطه گورستان‌ها ساخته می‌شدند معمولاً موقوفه ابوالفضل بودند که ثروتمندان از آن برای شرکت در مراسم سوگواری استفاده می‌کردند. قسمت بالای این مکان محل قرارگیری نوحه‌خوان بوده‌است و در قسمت پایین به مردم چای داده می‌شد. به این وسیله متولیان مراسم عزاداری سعی می‌کردند به این وسیله شرایط حضور مردم در بیرون مسجد و حضور آنها برای برگزاری مراسم را به نوعی فراهم سازند.[۲] طبقه زیرین گاهی بنای محصور و گاه تشکیل شده از پایه‌های قطور چوبین است. سقانفارها با مواد و مصالح چوبی ساخته می‌شود و عمده کارکرد این بناها که به یاد ابوالفضل (ملقب به سقای دشت کربلا) ساخته شده‌اند در ایام ماه محرم و عزاداری‌های مربوط به این ماه‌است. سقانفارها که معمولاً دو طبقه‌اند، از طریق پلکان‌های چوبی از پایین به طبقة بالا راه دارند. طبقه اول آن مکانی است که معمولاً زنان محلی در آن جمع شده و عزاداری می‌کنند. و در طبقه دوم هم مردان در طول شب‌های عزا و دهه اول ماه محرم به عزاداری می‌پردازند. از معروف‌ترین سقانفارهای مازندران می‌توان به «کیجا محله» در شهر بابل، «شیاده» و کبریاکلا در اطراف بابل و آهنگرکلا، زرین‌کلاً و هندوکلا در آمل اشاره نمود. گونهای از این بنا که ساده و فاقد تزئینات است، در کشتزارها ساخته می‌شود و محل پاسداری از محصولات است. این نوع خاص به «ساق‌نفار» معروف بوده و نگهبان که «شوپه» (شب پا) نام دارد، در بلندای آن نشسته و به ایجاد صدای بلند با کوبیدن بر تشت می‌پردازد و حیوانات را فراری می‌دهد.

تیرماه سیزده

از دیگر مراسم سنتی و رسمی مازندران تیرماه سیزده‌است که در اواسط آبان (تیرما در تقویم مازندرانی) هر سال برگزار می‌شود. البته روایات مختلف در مورد تیرماه سیزده وجود دارد. می گویند که شب تولد حضرت علی (ع) است. می گویند پیروزی کاوه بر ضحاک و جشن مهرگان است. در این شب همه خانواده کنار هم جمع می‌شوند و تا پاسی از شب به خوردن تنقلات و گوش دادن به قصه و افسانه‌های بزرگ ترها سپری می‌کنند جوانان هم با در دست داشتن ترکه‌ای بلند که کیسه‌ای به انتهای آن بسته شده‌است. همراه کودکان به در خانه‌ها رفته و با سر و صدا و کوبیدن چوب به درخانه‌ها و لال بازی از صاحب خانه تقاضای هدیه می‌کنند به آنها پول، میوه، شیرینی داده می‌شود. هنگامی که لال به همراه گروه خود در کوچه‌ها شروع به حرکت می‌کند این اشعار را می‌خواند: لال بیمو، لال بیمو، پارسال و پیرار بیمو، چل بزن دیگه بزن، لال انه لالک انه، پیسه گنده خوانه، سالو ماه ارزون نوه، لال مار رسوا نو، لال انه لالک انه، پاربورده امسال انه، لال آمده، لال آمده، پارسال و امسال امده، چرخ نخ ریسی را حرکت بده، به دیگ بزرم، لال آید، لال کوچک می‌آید، کسی که شیرینی پیس کنده می‌خواهد می‌آید، سال و ماه ارزان نمی‌شود، لال بزرگ رسوا نمی‌شود، لال می‌آید، لال کوچک می‌آید، پارسال رفته امسال می‌آید.

نجمای مازندرانی

نجما نوعی آهنگ محلی مازندرانی است. نجما، نام عاشقی است که در فراق معشوقه‌اش به نام «رعنا» ترانه‌هایی ساخته که در آهنگ ابوعطا خوانده می‌شود. این داستان که مانند ویس و رامین و لیلی و مجنون سرگذشت جان‌گداز دل داده‌ای را تشریح می‌نماید. گوینده این داستان همان عاشق حقیقی این سرگذشت می‌باشد. از داستان‌های بومی مازندران بوده و در اغلب نقاط مازندران، روستاییان آن را به یاد سپرده و در زمان جشن و شادمانی و شب‌نشینی‌ها و مجالس عروسی و سرور می‌خوانند. تاریخ زندگی سراینده به تحقیق به دست نیامد، ولی محقق است از زمان باستان مشهور صفحات شمال بوده‌است.

ورزاجنگ

وَرزا جَنگ، جنگی است که در شمال ایران بین گاوهای نر سازمان داده می‌شود. این مراسم هم اکنون تنها در استانهای گیلان و مازندران اجرا می‌شود. اما درگذشته، این مراسم در همه ایران معمول بود و بخشی از سرگرمیهای جشنهای محلی را در کنار سایر بازی‌هایی که از قرار دادن حیوانات علیه یکدیگر، از جمله قوچ، بوفالو، شتر، سگهای نگهبان، خرس و... استفاده می‌کردند تشکیل می‌داد.

کشتی لوچو

کشتی لوچو از کشتی‌های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می‌شد. اما امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان، انجام می‌شود. در ایام دیگر مانند اعیاد مذهبی و ملی نیز کشتی لوچو برگزار می‌شود و جایزه برنده یک راس گاو یا گوسفند و فرش است که توسط اهالی خریداری می‌شود.

ورف چال

از آیین‌های قابل توجه و در عین حال منحصربه‌فرد مازندران که مراسمی ملی هم به شمار می‌رود در ارتباط با آب، مراسم ورف چال روستای اسک واقع در جاده هراز است. این رسم قدیمی و بسیار جالب، در یکی از روزهای جمعه در فاصله اول تا پانزدهم اردیبهشت ماه هرسال و زمانی که آخرین برف‌های زمستانی منطقه در حال ذوب شدن است، انجام می‌شود. زمان اجرای این مراسم قبلاً از طرف بزرگان محل که وظیفه هدایت و راهنمایی مردم و جوانان را دارند به اطلاع عموم می‌رسد. در روز مشخص، کلیه مردان محل برای انجام مراسم ورف چال واقع در دامنه کوه دماوند پس از صرف صبحانه، با برداشتن غذای ظهر و بساط و میوه و چای ار روستا خارج می‌شوند. طبق رسم، صبح زود تمام مردان باید از روستا خارج شوند و دیگر حق بازگشت به خانه را ندارند. با خروج مردان، تمام امور روستا دراین روز در دست زن‌های محل است. زنان با اجتماع در مساجد و نقاط عمومی روستا، به اجرای برنامه‌هایی مانند: عروس و داماد، شاه و وزیربازی، سنگ بازی و سایربازیها و سرگرمی‌های محلی می‌پردازند و از ورود هر مردی به داخل روستا جلوگیری می‌کنند. درصورتی که مردی به تذکر و اخطار زنان توجه نکند و داخل روستا شود به شدت با چوب زنان تنبیه می‌شود. مردان روستا نیز پس از رسیدن به محل ورف چال، اقدام به جداکردن قطعات برف از کوه می‌کنند و هرکس به اندازه توانش مقداری از آخرین برف زمستانی را داخل چاه بزرگ می‌ریزد. به اعتقاد اهالی روستای اسک، این چاه را شخصی به نام سیدحسن ولی حفر کرده و مقبره او در روستای نیاک، محل زیارت اهالی منطقه‌است. باپرشدن چاه از برف و پوشاندن درآن، مردان به صرف ناهار، چای و میوه در اطراف چاه می‌پردازند. درپایان مراسم، مردان روستا پس از نماز، دعا و شکر الهی، به روستا برمی گردند. مراسم ورف چال یا چاه برف، ریشه در مبارزه با کم آبی برای مسافران و دام‌ها در فصل تابستان دارد. ازآنجایی که این منطقه درگذشته یکی از مناطق دامداری محسوب می‌شد، دامدارها برای تامین آب مورد نیاز دام‌ها و نیزاهالی درفصل تابستان که برف‌های روی کوه آب می‌شد اقدام به ذخیره کردن برف دراین چاه می‌کردند تا در موقع کم آبی، آب مورد نیاز خود و دام‌ها را تامین کنند. امروزه منطه اسک اهمیت گذشته خود از نظر پرورش دام را از دست داده‌است ولی اجرای این سنت قدیمی همچنان توسط اهالی روستا با شور و شوق انجام می‌شود.

رزین کا

رزین وسیله چوبی به شکل Y است که تکه نوار لاستیکی به دو سر انتهای چوب بسته می‌شود. بازیکن با گذاشتن سنگ لای لاستیک و کشیدن آن به طرف عقب سنگ را پرتاب می‌کند و گنجشک شکار می‌کند. این یکی از آداب ورسوم های شهر مازندران است

آغوزکا

بازیکنان گردوها را دو به دو روی یکدیگر چیده و هر یک به نوبت با گردویی به نام کل یا تیره (گردوی بزرگ تر) به گردوها می‌زنند. اگر نفر اول به گردوها زد و آنها را انداخت فعلاً" برنده محسوب می‌شود و بقیه بازیکنان باید به تیره او بزنند هر کسی موفق شد صاحب همه گردوها می‌شود در غیر این صورت نفر اول همه گردوها را جمع می‌کند.

گهواره بندی

در بیشتر نقاط شهری و روستایی استان رسم بر این است که در دهمین روز تولد نوزاد عده‌ای از بستگان و آشنایان برای صرف ناهار دعوت شوند پس از صرف ناهار و چای و شیرینی مادر بزرگ و یا قابله کودک را در گهواره می‌بندند در بعضی مناطق اگر نوزاد فرزند اول باشداین وظیفه را مادر بزرگ طرف مادری به عهده می‌گیرد سپس مدعوین پولی به عنوان هدیه در گهواره طفل می‌گذارند. در بعضی از روستاهای شهرستان نور پس از خوابانیدن نوزاد در گهواره، بستگان طرف مادری نوزاد، روی گهواره گردو یا نبات می‌شکنند و یا گهواره را چند بار به شدت تکان می‌دهند این کار به این دلیل انجام می‌شود که اگر در طول زندگی بین پدر و مادر نزاعی رخ داد گوش طفل به سر و صدا عادت کرده باشد.

دندان سری

یکی از مراسم دوران کودکی مراسم دندان سری است که همزمان با ظاهر شدن اولین دندان‌های طفل برگزار می‌شود. در این مراسم مادر کودک شیر برنج یا آشی که انواع حبوبات در آن وجود داشته باشد می‌پزند و کاسه‌ای از اش را به خانه فامیل‌ها و دوستان می‌دهد معمولاً" رسم است که افراد هنگام پس دادن کاسه، هدیه‌ای مانند جوراب، روسری یا پول در آن می‌گذارند.

علم گردانی و نخل گردانی

علم گردانی و نخل گردانی از قدیمی ترین سنت ایرانی و مازندران است که همه ساله در تمامی مناطق مازندران انجام می‌شود.

مراسم خیاط سر

این مراسم در عروسی‌ها انجام می‌شود که در آن به بازی‌های محلی و آواز خوانی مازندرانی می‌پردازند و مردم به شادی پرداخته و در کنار آن به مراسم عروسی می‌پردازند
.: Weblog Themes By SlideTheme :.